بهانه ما بهار

همگی رفتیم قزوین

پیش آتریسا جون و خانواده

 

 

 

 

 

 





موضوع :
پنجشنبه 20 فروردين 1394 |

 

کوچک ترین عزیزم سال نو و ملاقات دوباره شکوفه های بهاری مبارکت

 

 

 

                                                              

 

 

 

 

 





موضوع :
جمعه 7 فروردين 1394 |

بهار نازنینم

دوباره برایت سفره یلدا چیدم و خواستم طولانی ترین لبخندها امشب بر لبت بنشیند

یلدا را بهانه میکنم برای دوباره از تو نوشتن

امسال مراسم یلدا را در مهد کودک من وتو در کنار دوست داشتنی ترین دوستانت چشن گرفتیم

خوشحالم که ترا دارم خوشحالم

 

 

 

 

 

 

 

 





موضوع :
شنبه 16 اسفند 1393 |

با عرض پوزش از تغییرات مطالب و پس و پیش شدن پست هاوبلاگ در حال بروز رسانی ست.

 





موضوع :
جمعه 15 اسفند 1393 |

 

وقتی فقط چند ماه شلوغی کار و خرابی بی موقع کیبرد و تعویض ویندوز کامپیوترو یکهو سوختن رم و .....بهانه های به ظاهر بیهوده اما واقعی نوشته های وبلاگت را متوقف میکند 

وقتی دوباره برمیگردی و اماده میشوی برای نوشتن از فرشته ای که چند ماه بزرگ تر شده است.....

عکسای وبلاگت یادت میاورد که رشد فرایندی ست باور نکردنی

..........

این همه بزرک شدنت را باورم نیست بهار

 

 

 


 





موضوع :
يکشنبه 10 اسفند 1393 |

 

یه روز بهم گفتی:مامان تو سر کار نرو

گفتم چرا

گفتی آخه بابا ها باید برن سر کار

گفتم پس مامانا باید چی کار کنن

 

 

گفتی مامانا باید بمونن پیش بهارا

 

 

پانویس:قربون شیرین زبونیت

با همه سختی هاش خوشحالم که تمام روز کنارمی





موضوع :
سه شنبه 2 دی 1393 |

بهار خیلی شیرین میگه ببینم اون ب اولشو خیلی میکشه

 و جالب اینکه کلا میخواد همه چی رو ب بینه

 

اونروز رفتیم ختم

میگه مامان چی شده میگم یه نفر مرده رفته پیش خدا

میگه منو ببر مرده رو ب بینم

 

میخوای در مقابل کارهای خوبش بهش پاداش بدی زرنگه اول میگه جایزه رو ب بینم

بعد میگه دستم ب بینم

خلاصه گولت میزنه تا تهش میخوره کار تو رو هم انجام نمیده

 

هر چیزی رو هم که اجازه نداره برداره اگه یهو مچشو بگیری میگه دارم ب بینم

 

کلا زیاد میبینه دخترم





موضوع :
چهارشنبه 5 آذر 1393 |

 آدمه دیگه اشتباه میکنه .....

یه روز ازم پرسید این عسک کیه رو دیوار

گفتم عروسی من و باباس

حالا بهانه هر روزش شده این: مامان اخه چرا منو نبردید عروسیتون.....

و بعد بهانه گیری و گریه

 

 

جدیدا فهمیده شده دخترم میگه مامان من میدونم عروسیتون منو گذاشتید خونه عزیز که اذیت نکنم





موضوع :
يکشنبه 11 آبان 1393 |

 آنوقتها همه میگفتند بهتر و بیشتر درس بخوانیم

میگفتند مفهومی بخوانیم تا ملکه ذهنمان شود

اصلا جوری بخوانیم که در زندگی به دردمان بخورد

 

اما افسوس که این شب امتحان خوانی و بهترین نمره ها را آوردن انقدر شیرین بود

مادر نبودیم که بفهمیم روانشناسی کودک یعنی چه

مادر نبودیم که کنجکاوانه ویژگی های سنین مختلف بچه مان را از لا به لای کتاب ها بجویم

حرف استاد را هم که گوش شنوا نداشتیم

 

 


این چند ماه وقتی بعد از زحمت و ذلت و حرص و جوش و حسرت خوردن به بچه های مردم نتوانستیم به بهار بیاموزیم که بچه جان کفش خودت را خودت بپوش، بی خیال شدیم و خودمان پوشاندیم و دستی خسته کردیم و زبان و ذهن و روح و روانمان آزاد شد

 

با دوساله شدن بهار اما یک روز نا باورانه دیدم که بدون توجه به ما خودش کفشش را پوشید........

تازه آنروز بود که "مفهوم آمادگی "را که فروید بارها و بارها در نظریه اش به آن تاکید داشت و استاد عزیزم بارها آنرا در کلاس فریاد میزد فهمیدم

 

فروید جان روحت شاد

استاد جان واقعا ممنون

 

خیلی دیر اما بالاخره فهمیدم





موضوع :
دوشنبه 14 مهر 1393 |

 

تولد بهار خانم امسال 23 رمضان بود

 

برای همین جشن تولدش با کمی تاخیربعد از عید فطر تو مهد کودک مامان برگذارشد

 

 

 

جشن تولد با حضور عمو موسيقي برگذار شد و بچه هاحسابي از مراسم لذت بردن

متاسفانه چون بهار اونروز ظهر نخوابید و بعدشم بی حوصله بود عکاسی ما هم خیلی کمرنگ شد یعنی یه جورایی یادمون رفت و کل مراسم فیلمبرداری شد البته امیدمون به دوستانه که با موبایلاشون عکس گرفته باشن

 

 

 

 

 

 

اینم از عسکای کاچی به ز هیچی................





موضوع : دل نوشته
شنبه 1 شهريور 1393 |

 

 

من و مامانم دو تایی از 7 صبح تا 5 عصر میریم مهد کودک

 

.

.

.

.

 

 

 

تعجب نکنید

نه مامانم نینی شده بیاد مهد

نه من مامانی هستم که مامانم بیاد مراقبم باشه

 

 

 

مهد کودک مامانم افتتاح شده

هورررررررررررررررررررررا





موضوع : دل نوشته
دوشنبه 30 تير 1393 |

 

دو سالگی مبارکت باشد عزیزکم

امروز در دومین سالگرد زیبای بودنت این بهترین لحظاتمان را جشن میگیریم و آرزو میکنیم جمعمان همواره و همواره پر باشد از عطر و بوی بهاری تو

 

امروز یادمان می اید که به اندازه دو سال تکرار نشدنی لحظات بودنت را جشن

بگیریم و به اندازه تمام این لحظات شکر گذار خداوند باشیم.

 

دختر نازنینم امروز در دومین سالگرد بودنت خداوند را به خاطرخنده ها و گریه های دوساله ات به خاطر سلامت روح و جسمت به خاطر شادابی بی مثالت به خاطر مهربانی و صبوریت و به خاطر خوبی های بی حد و شمارت ،بی منتها سپاسگذاریم

تولدت مبارک عروسک کوچک خانه ما

 

29 تیر ماه 93





موضوع : دل نوشته
29 تير 1393 |

 

 

رفته بودیم زیارت امام رضا

 

 

بهار خانم سلام و دعای هم رو به آقا رسوند

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 





موضوع :
يکشنبه 15 تير 1393 |

 

اینروزهایمان به شیرین زبانیهایت  شیرین شده است نازنین

 

 

 

 

 

 





موضوع :
يکشنبه 15 تير 1393 |

 

 





موضوع :
يکشنبه 15 تير 1393 |

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 8 صفحه بعد